صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
اسماعيل : اوني كه از رفاقت و مردانگي حرف مي زند از هوا از پشت سر خنجر به آدم ميزند... |
|
سلام سلام به همه اونایی که حرف دلم را گوش می دهند:: :
اگر ۱۰۰ سال بعد از مرگم گورم را بشکافی و قلبم را باز کنی و اگر قلبی هم وجود داشت خواهی دید که بر روی ان نوشته شده است دوستت دارم امید زندکیم به خدا قسم اگر دریا ساحل را فراموش کند وبلبل چمن رافراموش کند وروح جان را ... من هرگز تو را فراموش نخواهم کرد روی در و دیوار خونم نوشتم رفاقت دیگه تعطیل همیشه فکر می کردم امشب میمیرم چون روزگار دیوار جدای را کشیده دیواری که نمی توان ان را شکست به شکستی که همیشه بر روی قلب هایمان اتفاق می افتد اما صدایش را هیچ کس نمی شنوند به این قلب شکسته نباید انتظار داشت که دوستی پیدا کند ایینه دوست ایینه و قلبهای شکسته نیز دوستان همدیگر هستند دوست دارم دردهایم را بر قلبم بگویم چون می دانم هیچ گاه ان را باز گو نخواهم کرد حیف سنگ صبورم فقط تو بودی حیف اگر تو عاشق نبودی چرا قلبم را سوزوندی چرا با این دل خسته نموندی حالا که عاشق شدم رفتی و تنهام گذاشتی منو با قلب شکسته با یه دنیای غم گذاشتی نمی تونم من نمی تونم لحظه ای بی تو بمونم به پای عشق تو هنوز موندم وفای بی وفایی کرده پیرم برم یار وفاداری بگیرم اگر یار وفاداری نگیرم سر قبر وفادارم بمیرم یاران به خدا بی وفایی نکنید به عشق دل خسته جدایی نکنید یا اینکه وفا کنی تا اخر عمر یا اینکه از اول اشنایی نکنید چه خوش باشد که بعد اشنایی نباشد در زمان رسم جدایی گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی با خانمی پیوستم ندانستم که نامردی هیچ کس تنهاییم را حس نکرد عزیزان دلم به خدا شرمنده تک تک شما هستم که سر شمارو درد اوردم
|
|
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 7:15 توسط اسماعيل... |
| مدير وبلاگ |
|
  سلام... |
| نوشته قبلیم |
|
هفته سوم آذر 1385 |
| بازديد وبلاگ |
|
|
|
|
|
براي كد قالب
اينجا
كليك كنيد. |